العلامة الحلي ( مترجم : ابو الحسن شعرانى )

47

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى )

جا موجود نميشود و هر گياهى در هر جا نميرويد و هر ماده كه لائق هر صورتى است بىعلل - و اسباب داراى آن صورت نميشود . اگر بىتخم و كشت و آب و آفتاب نبات ميروئيد ممكن بود درخت چنار از پشت بام سبز شود و شير و پلنگ در رحم گاو و يا گرگ در وسط طويله تكون يابد . اما چنين نكرد براى روئيدن دانه‌ها قواعدى مقرر داشت و براى تولد حيوان نظمى و بشر را آموخت تا بر حسب مصلحت خويش هر دانه را هر جا مناسب ديد بكارد و حيوانات را به اندازه كه صلاح وى باشد پرورش دهد . همه حوادث را اسباب و عللى است تا ماده مستعد شود و آن اسباب را علل معده گويند . حكما گفته‌اند حوادث بىسابقه استعداد موجود نميشود و امكان استعدادى پيش از وجود هر حادثى واجب است چون موجود شدن همه صور در همه مواد محال است و پيدايش بعضى ترجيح بلا مرجح مگر استعداد مرجح باشد و عجب است كه علامه رحمه اللّه سابقا در مسأله 26 سبقت امكان استعدادى را سخت انكار فرموده و در اينجا آن را پذيرفت . تفسير امكان استعدادى آنجا گفته شد در اينجا فرمود اين امكان قابل شدت و ضعف و زياده و نقصان است براى آنكه استعداد نطفه براى انسانيت ضعيفتر است از استعداد علقه و همچنين استعداد نطفه براى نويسندگى ضعيفتر است از استعداد انسانيت و اين استعداد در هر چه عدمش مقدم بر وجود باشد حاصل است و معدوم مىشود و موجود ميگردد پس از عدم چنان كه آب پس از گرم شدن مستعد هوا ميگردد و پيش از آن مستعد نبود آنگاه كه سرد شود اين استعداد ميرود اما امكان ذاتى از ممكن جدا شدنى نيست پس امكان استعدادى غير امكان ذاتى است انتهى . و الموجود إن أخذ غير مسبوق بالغير أو بالعدم فقديم و إلّا فحادث . مسأله سى و سيم - براى قديم و حادث دو تفسير كردند يكى آنكه اگر پيش از وجود معدوم بوده است حادث است و اگر هيچ‌گاه معدوم نبود بلكه هميشه موجود بوده است قديم . تفسير دويم آنكه اگر پيش از وى موجود ديگرى بوده است حادث و اگر